خضر نبی؛ پیر سبزپوشِ برکت و گندمِ بی‌پایان در باور کاشانی‌ها

comment-add افزودن دیدگاه img 4 دقیقه ymt علاقه‌مندی‌ها ymt افزودن اصلاحیه ymt نویسنده: امین حسنی ymt 3

در باورهای عامیانه‌ی مردم حومه‌ی کاشان، از خضر نبی به عنوان پیرمردی سبزپوش و فرخنده یاد شده است که با برکت خود، روزی را به خانه‌ی نیازمندان می‌آورد. یکی از روایت‌های محلی چنین است که روزی شخصی نیکوکار و تنگدست، در حالی که ذخیره‌ی گندمش رو به پایان بود، با اندوه و نگرانی روبه‌رو شد. در همین هنگام، پیرمردی را دید که از او احوالپرسی کرد. آن پیر، که در باور مردم همان خضر نبی بود، مشتی گندم به او داد تا در میان گندم‌هایش بریزد و سفارش کرد که این راز را با کسی در میان نگذارد. مرد چنین کرد و تا مدتها گندم‌هایش بی‌آنکه تمام شوند، او را روزی می‌دادند؛ اما روزی راز را با آشنایی در میان گذاشت و چون به خانه بازگشت، گندم‌ها به پایان رسیده بود.

هم‌چنین در باور مردم این منطقه آمده است که هر کس چهل روز پیاپی، هر صبح درب عبادتگاهی را جارو کند، به گونه‌ای که هیچ چشمی او را نبیند، می‌تواند خضر را دیدار کند و حاجت خود را از او بخواهد.

خضر نبی را می‌توان با «خیربرکر» در باور مردم لرستان مقایسه کرد که او نیز فرشته‌ای است که رزق و روزی را میان مردم تقسیم می‌کند و برکت را به خانه‌ها می‌آورد. هم‌چنین «تمبولک» در هرمزگان که به کشاورزان در آبیاری یاری می‌رساند، با خضر در جنبه‌ی یاری‌رسانی و برکت‌آوری هم‌خانواده است. از سوی دیگر، «ننه سرما» که با پایان زمستان و آغاز بهار پیوند دارد، در تقابل با خضر قرار می‌گیرد؛ ننه سرما نماد سرما و پایان است و خضر نماد سبزی، حیات و برکت جاودان. خضر نبی، همچون «رپیثوین» در آیین مزدیسنا که با گرما و روشنایی پیوند خورده، نمادی از زندگی و امید است؛ اما خضر در باور اسلامی-ایرانی، چهره‌ای عارفانه و مردمی‌تر دارد و داستان گندم بی‌پایان او، یادآور همین نگاه است که برکت، با رازداری و پاک‌دلی پدیدار می‌شود و با فاش‌سازی، از میان می‌رود.


img

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی برای این محتوا درج نشده است. با درج دیدگاه خود، اولین نفر باشید!