فرهنگ
قارا قرناق؛ جنی دگرپیکر کنار رودخانههای آققلا
در باورهای عامیانهی مردم ترکمننشین شهرستان آققلای استان گلستان، از جنی به نام «قارا قرناق» (به معنای خدمتکار زن سیاه) یاد شده است.
1
0
ننه سرما؛ پیرزن افسانهای پایان زمستان در باور ایرانی
در فرهنگ عامهی ایرانی، «ننه سرما» یا «ننه پیرزن» پیرزالی است با گیسوانی سپید و نفسی سرد که با سرمای اواخر زمستان، یعنی «بردالعجوز» (سرمای پیرزن) پیوند دارد.
5
0
آرش کمانگیر؛ اسطوره تیر و مرز در فرهنگ ایران
آرش، که در اوستا «اِرِخشه» و در فارسی میانه «اِیرَش» نامیده میشود، یکی از کهنترین و نمادینترین قهرمانان اساطیر ایران است.
10
0
بیوه غول؛ غول تقلیدگر روستای دوزین
در باورهای عامیانهی مردم روستای دوزین (که امروزه به شهر تبدیل شده است) در مینودشت استان گلستان، از غولی به نام «بیوه غول» یاد شده است.
10
0
باقپو؛ مار پرنده گندمزارهای لرستان
در باورهای عامیانهی مردم لرستان، از ماری افسانهای و کشنده به نام «باقپو» یاد شده است.
16
0
گال؛ پشمالوی شبنشین چشمههای شیروان
در باورهای عامیانهی مردم شیروان در خراسان شمالی، از موجودی به نام «گال» یاد شده است.
5
0
بوشاسپ؛ دیو تنبلی و خوابِ صبحگاهی در باور زرتشتی
در اساطیر مزدیسنا، «بوشاسپ» (که بوشیاست نیز خوانده میشود) دیوی است ماده که مسئولیت ایجاد تنبلی، کسالت و خوابآلودگی در انسانها را بر عهده دارد.
19
0
دادا کلاکو؛ پیرزن آبانبارهای غرب هرمزگان
در باورهای عامیانهی مردم غرب هرمزگان و منطقهی بستک، از پیرزنی افسانهای به نام «دادا کلاکو» یاد شده است.
25
0
کئوشک آدام؛ کوتوله جاودان جنگلهای رامیان
در باورهای عامیانهی مردم ترکان قزلباش شهرستان رامیان در استان گلستان، از موجودی افسانهای به نام «کئوشک آدام» یاد شده است.
60
0
یدّی باجی؛ سنگ هفت خواهر در کوههای گیوی
در باورهای عامیانهی مردم شهر گیوی در استان اردبیل، تکهسنگی بزرگ و شگفتانگیز در دل کوه وجود دارد که پیکر هفت زن و کودکی را که بر دوش یکی از آنان نشسته، به خاطر میآورد.
61
0
خنّاسه؛ شبح خندان نخلستانهای سده
در باورهای عامیانهی مردم روستای سده (از توابع استان فارس)، از موجودی به نام «خنّاسه» یاد شده است.
69
0
گاوماهی؛ ساختار اساطیری جهان در باورهای ایرانیان باستان
در اساطیر و باورهای کهن ایرانی، تصویر جهان بر پایهی موجودی شگفتانگیز به نام «گاوماهی» ترسیم شده است.
66
0
واسی؛ ماهی غولپیکر پاسدار دریای فراخکرت
در کتاب بندهش، از ماهی اساطیری به نام «واسی» یاد شده است که آفریدهی اهورامزدا است و در دریای «فراخکرت» (اقیانوس اساطیری پیرامون جهان) زندگی میکند.
73
0
مَشی و مَشیانه؛ نخستین زوج انسانی در اساطیر ایران
در اساطیر ایران، به روایت کتاب بندهش، داستان آفرینش انسان با کیومرث (نخستین انسان) آغاز میشود.
75
0
خاله کوکو؛ پرنده دوچهره شبهای طالخونچه
در باورهای عامیانهی مردم طالخونچه (از توابع اصفهان)، از پرندهای افسانهای به نام «خاله کوکو» یا «خاله زرا» یاد شده است.
65
0
کرشفت؛ مرغ سخنگو و رهبر مرغان گوشتخوار در اساطیر ایران
در اساطیر ایران و متون کهن زرتشتی، از پرندهای اسطورهای به نام «کرشفت» یا «کرشفت مرغ» یاد شده است.
61
0
همای؛ مرغ سعادت و نماد فرخندگی در فرهنگ ایران
در ادبیات و اساطیر ایران، «هما» یا «همای» جایگاهی والا و نمادین دارد. این پرنده که در راستهی شکاریان قرار میگیرد، در فرهنگ عامه به «مرغ سعادت» شهرت یافته است.
67
0
کمک؛ پرنده غولآسای خشکسالی در متون پهلوی
در متون کهن پهلوی، به ویژه در روایت «صد در بندهشن»، از پرندهای غولپیکر و ویرانگر به نام «کمک» یا «کمک مرغ» یاد شده است.
74
0
دیدومک؛ پرنده شوم و مبارک شبهای کوخرد
در باورهای عامیانهی مردم کوخرد در استان هرمزگان، از پرندهای به نام «دیدومک» یاد شده است.
62
0
مرغ شو؛ مرغ طلایی خونآشام شبهای کرمان
در باورهای عامیانهی مردم جنوب کرمان، از پرندهای شوم و افسانهای به نام «مرغ شو» یاد شده است.
77
0
دیو اسپنجروش؛ همکار دیو خشکسالی و دشمن آذرخش
در اساطیر مزدیسنا، دیوی به نام «اسپنجروش» یا «اسپنجر» جایگاه ویژهای دارد. او همکار دیو «اپوش» (دیو خشکسالی) است و همچون او دشمنی دیرینه با باران و آبادانی دارد.
66
0
پولاد غُندی؛ سپهدار دیوان جنگی مازندران در شاهنامه
پولاد غُندی از دیوهای نامدار مازندران در شاهنامه است که در روزگار آغازین پادشاهی کیکاووس، فرماندهی سپاه دیوان جنگی را بر عهده داشت.
76
0
کناس دیو؛ دیو مردارخوار فرامرزنامه و نگهبان گنج ضحاک
در کتاب فرامرزنامه، از دیوی مردارخوار به نام «کناس دیو» یاد شده است که فرامرز، پهلوان بزرگ ایرانی، او را شکست میدهد.
78
0
تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت برای یلدامدتور محفوظ است.
هر گونه استفاده از محتوای یلدامدتور بدون کسب اجازه از آن قابل پیگرد قانونی خواهد بود.
![]()