آدام جیلدی قورد؛ گرگنمای شبهای همدان
در باورهای عامیانهی مناطق ترکنشین همدان، از موجودی افسانهای به نام «آدام جیلدی قورد» یاد شده است. این نام در زبان ترکی به معنای «گرگِ انساننما» یا «انسان گرگشکل» است. بر پایهی روایتهای محلی، این موجود که نیمانسان و نیمگرگ تصور میشده، شبها به روستاها میآمده و گوسفندان و کودکان کوچک را شکار میکرده است.
آدام جیلدی قورد را میتوان با «عروس حاج طهماسب» در کرمانشاه مقایسه کرد که او نیز موجودی گرگنما و دگرپیکر است و در شبها پدیدار میشود. اما عروس حاج طهماسب با جملهی «من گرگ نیستم، گرگنما هستم» مرز میان انسان و حیوان را به چالش میکشد، در حالی که آدام جیلدی قورد موجودی آشکارا گرگنما و درندهاست که گوسفندان و کودکان را شکار میکند. همچنین «درنج» در جنوب ایران که توانایی تغییر شکل به هر چیزی را دارد، با آدام جیلدی قورد در دگرپیکری همخانواده است، اما درنج دختربچهها را میدزدد و آدام جیلدی قورد شکارچی گوسفندان و کودکان است. در میان موجودات گرگنمای اساطیر ایران، «آدمگرگها» در فرهنگ عامهی کردی و لری نیز روایتهایی مشابه دارند، اما آدام جیلدی قورد در فرهنگ ترکی همدان، چهرهای منحصربهفرد دارد؛ او نه تنها درندهای خونآشام است، بلکه هشداری است برای کودکان که شبها از خانه بیرون نروند و چوپانان که مراقب گلههای خود باشند.
کلمات کلیدی: باورهای عامیانه، موجودات افسانه ای ایران،
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی برای این محتوا درج نشده است. با درج دیدگاه خود، اولین نفر باشید!
تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت برای یلدامدتور محفوظ است.
هر گونه استفاده از محتوای یلدامدتور بدون کسب اجازه از آن قابل پیگرد قانونی خواهد بود.
![]()