کناس دیو؛ دیو مردارخوار فرامرزنامه و نگهبان گنج ضحاک
در کتاب فرامرزنامه، از دیوی مردارخوار به نام «کناس دیو» یاد شده است که فرامرز، پهلوان بزرگ ایرانی، او را شکست میدهد. داستان از آنجا آغاز میشود که فرستادهای از سوی پادشاه هند به دربار کیکاووس میآید و از او یاری میخواهد تا دشمنان پادشاه هند را از میان بردارد. یکی از این دشمنان، کناس دیو است که هر سال یکی از دختران نوشاد (پادشاه هند) را میرباید و تا آن زمان، سه تن از دختران او را ربوده بود. از میان پهلوانان، فرامرز برای این کار دشوار داوطلب میشود و به همراه بیژن، گرگین، زرسپ (پسر طوس) و گستهم به هند میرود.
فرامرز برای نبرد با کناس دیو به کاخی میرود که گنبدی بلند داشت. او در درگاه نخست، دو شیر ژیان را از پای درمیآورد و در درگاه دوم، دو اژدهای شاخدار را به دو نیم میکند. سپس با دیوی دو سر روبهرو میشود و او را نیز نابود میسازد تا سرانجام به کناس دیو میرسد و او را نیز هلاک میکند. پس از آن، دختران نوشاد را آزاد میکند و ناگهان تختهسنگی را میبیند که ضحاک بر روی آن نوشته بود: «کناس دیو مسئول نگهداری گنجهایی است که ضحاک در طی سالها جمع کرده است.» با مرگ کناس دیو، فرامرز میتوانست گنجها را از زیر سنگ بیرون آورد. او تاج ضحاک را بر سر میگذارد، گنجها را برمیدارد و نزد پادشاه هند بازمیگردد.
کناس دیو را میتوان با «ارژنگ دیو» در شاهنامه مقایسه کرد؛ هر دو از دیوان نامدار و نگهبان گنجهای پادشاهان هستند. ارژنگ دیو نگهبان گنجشاهی در کوه اسپروز بود و کناس دیو نیز نگهبان گنجهای ضحاک است. همچنین «فولادزره» در داستان امیرارسلان نیز با نگهبانی از گنج و شمشیر زمردنگار، شباهتی به کناس دیو دارد. در میان پهلوانان ایرانی، فرامرز (پسر رستم) در کنار رستم و اسفندیار، از جمله قهرمانانی است که با دیوان نبرد میکنند و کناس دیو نیز یکی از دشمنانی است که به دست او از میان میرود.
اگر دوست دارید بیشتر با موجودات افسانهای ایران آشنا شوید حتما سری به لینک دستهبندی موجودات افسانهای ایران هم بزنید.
کلمات کلیدی: باورهای عامیانه، موجودات افسانه ای ایران،
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی برای این محتوا درج نشده است. با درج دیدگاه خود، اولین نفر باشید!
تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت برای یلدامدتور محفوظ است.
هر گونه استفاده از محتوای یلدامدتور بدون کسب اجازه از آن قابل پیگرد قانونی خواهد بود.
![]()