عروس حاج طهماسب؛ گرگ‌نمای شب‌های گودین

comment-add افزودن دیدگاه img 4 دقیقه ymt علاقه‌مندی‌ها ymt افزودن اصلاحیه ymt نویسنده: امین حسنی ymt 0

در میان مردم روستای گودین در اطراف کنگاور، استان کرمانشاه، داستانی افسانه‌ای سینه‌به‌سینه نقل می‌شود که از پیوند انسان و موجودی فراطبیعی حکایت دارد.

روایت چنین است که حاج طهماسب؛ مردی از اهالی گودین، پسری داشت که با وجود مخالفت پدر، با دختری ناشناس از میان عشایر ازدواج کرد. مدتی از این پیوند گذشت، اما رفتار عروس شب‌ها پدر و پسر را به شک انداخت. هر نیمه‌شب، او از خانه بیرون می‌رفت و تا سحرگاه بازنمی‌گشت. پسر موضوع را با پدرش در میان گذاشت و حاج طهماسب گفت که این دختر بی‌گمان شب‌ها به دیدار مرد دیگری می‌رود.

پس یک نیمه‌شب، هنگامی که عروس از خواب برخاست تا بیرون برود، پسر و حاج طهماسب با چوب و چماق به دنبال او شتافتند تا او را بگیرند و کیفر دهند. اما هنگامی که به نزدیکی کوه رسیدند، ناگهان با انسانی گرگ‌نما روبه‌رو شدند که به زبان محلی گفت: «مه گرگ نسِم، گرگاسم؛ عروس حاج طهماسِم.» یعنی: «من گرگ نیستم، گرگ‌نما هستم؛ عروس حاج طهماسب هستم.»

مردم از دیدن این چهره‌ی ترسناک به وحشت افتادند و گریختند. عروس حاج طهماسب نیز هرگز به خانه بازنگشت و از آن شب، کسی دیگر او را ندید.

عروس حاج طهماسب را می‌توان با «درنج» در جنوب ایران مقایسه کرد که توانایی تغییر شکل دارد و به شکل انسان یا حیوان درمی‌آید. هم‌چنین «قارا قرناق» در آق‌قلای گلستان نیز جنی دگرپیکر است که خود را به شکل انسان یا بز درمی‌آورد. اما عروس حاج طهماسب در فرهنگ کرمانشاه، چهره‌ای منحصربه‌فرد دارد؛ او نه یک هیولای صرف، که عروسی است که هویت واقعی‌اش در پیوند با گرگ‌نمایی آشکار می‌شود. این داستان، یادآور باورهای کهن درباره‌ی ازدواج انسان‌ها با موجودات فراطبیعی و پیوندهای خطرناکی است که مرز میان دو جهان را درنوردیده‌اند. جمله‌ی «من گرگ نیستم، گرگ‌نما هستم» نیز بر این مرز باریک میان انسان و دیو تاکید می‌کند؛ جایی که عروس، نه کاملا انسان است و نه کاملا حیوان، بلکه موجودی است که در میانه‌ی این دو جهان جای دارد!

img

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی برای این محتوا درج نشده است. با درج دیدگاه خود، اولین نفر باشید!