آرش کمانگیر؛ اسطوره تیر و مرز در فرهنگ ایران

comment-add افزودن دیدگاه img 6 دقیقه ymt علاقه‌مندی‌ها ymt افزودن اصلاحیه ymt نویسنده: امین حسنی ymt 0

آرش، که در اوستا «اِرِخشه» و در فارسی میانه «اِیرَش» نامیده می‌شود، یکی از کهن‌ترین و نمادین‌ترین قهرمانان اساطیر ایران است. داستان او روایتگر صلحی است که با پرتاب تیری افسانه‌ای، مرز میان ایران و توران را برای همیشه رقم زد.

بر پایه‌ی روایت‌ها، پس از آن‌که افراسیاب، منوچهر؛ پادشاه پیشدادی را در طبرستان محاصره کرد، دو طرف به صلح تن دادند. منوچهر از تورانیان خواست سرزمین ایران را به اندازه‌ی پرتاب یک تیر به او بازگردانند و افراسیاب پذیرفت. فرشته‌ای (در برخی منابع «اسپندارمذ») به منوچهر فرمان داد که تیر و کمانی ویژه آماده کند؛ چوب، پر و پیکانش باید از جنگل، عقاب و معدنی مخصوص گرفته می‌شد. آرش؛ تیرانداز ماهر، برای این کار برگزیده شد. به روایت بیرونی، آرش خود را برهنه ساخت و گفت: «اینک بدن من عاری از هر زخم و بیماری است، اما پس از این تیراندازی، از میان خواهم رفت.» او تیر را در سپیده‌دم پرتاب کرد و بی‌درنگ پیکر او از هم گسست. باد، به فرمان خداوند، تیر را تا نواحی دورافتاده‌ی خراسان برد و مرز دو پادشاهی را برای همیشه مشخص کرد.

در اوستا (یشت 8.6) به این داستان اشاره شده است: ارخشا تیری از کوه «ایریو خَشَوثه» به کوه «خونوت» پرتاب کرد. هویت این مکان‌ها روشن نیست، اما برخی آن را قله‌ای در شمال‌شرقی خراسان می‌دانند. در متن «ماه فروردین روز خرداد» نیز به این واقعه اشاره شده و در ششم فروردین، منوچهر و ایرش شباگ زمین را از افراسیاب بازپس گرفتند. بیرونی و گردیزی، برخلاف برخی منابع که این رویداد را به زمان زاو (پسر طهماسب) نسبت می‌دهند، تاریخ تیراندازی را سیزدهم تیر (جشن تیرگان) ذکر کرده‌اند؛ احتمالا به دلیل شباهت نام «تیر» (خدای تیشتر) با «تیر» (خدنگ).

داستان آرش در ادبیات کهن فارسی کمتر به تفصیل آمده و جز اشاراتی پراکنده، در حافظه‌ی ادبی ایران گم شده بود تا این‌که احسان یارشاطر در کتاب «داستان‌های ایران باستان» بار دیگر آن را زنده کرد. پس از آن، آرش به موضوع آثار متعددی بدل شد: قصیده‌ی هفتادخطی و نمایشنامه‌ی «آرش تیرانداز» از ارسلان پویا، شعر بلند «آرش» از سیاوش کسرایی، داستان کوتاه «آرش در قلمروی تردید» از نادر ابراهیمی، منظومه‌ی «حماسه‌آرش» از مهرداد اوستا و نمایشنامه‌ی «آرش» از بهرام بیضایی. در دوران آشفته‌ی پس از مصدق، آرش برای بسیاری نماد امیدهای سیاسی شد، در حالی که داستان ابراهیمی، که در آن آرش به دلیل نبود اراده شکست می‌خورد، بیانگر سرخوردگی این امیدها بود. هم‌چنین در سال 1340، مجله‌ای ادبی به نام «آرش» در تهران تاسیس شد که حدود هشت سال فعالیت داشت.

آرش را می‌توان با دیگر قهرمانان اساطیری ایران مقایسه کرد. او چون «رستم» در شاهنامه، پهلوانی نامدار و فداکار است، اما رستم در نبردهای تنبه‌تن و دیوکشی می‌درخشد و آرش با یک تیر، سرنوشت مرزهای ایران را رقم می‌زند. همچنین «گرشاسب» که در متون پهلوی با پرنده‌ی غول‌آسای «کمک» نبرد می‌کند، از قهرمانان اساطیری پیشدادی است، اما آرش نه با زور بازو که با فداکاری و تیراندازی، تاریخ را دگرگون می‌سازد. داستان آرش در جشن «تیرگان» نیز با ایزد «تیشتر» (ایزد باران‌زایی) پیوند می‌خورد و او را در کنار اسطوره‌های کیهانی چون «مَشی و مَشیانه» (نخستین زوج انسانی) و «گاوماهی» (ساختار اساطیری جهان) قرار می‌دهد. آرش نماد مرز، فداکاری و امید در فرهنگ ایرانی است.

img

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی برای این محتوا درج نشده است. با درج دیدگاه خود، اولین نفر باشید!