بیوه غول؛ غول تقلیدگر روستای دوزین
در باورهای عامیانهی مردم روستای دوزین (که امروزه به شهر تبدیل شده است) در مینودشت استان گلستان، از غولی به نام «بیوه غول» یاد شده است. این موجود با بدنی پوشیده از مو تصور میشده و رفتارش تقلید از کارهای مردم بوده است. هرگاه اهالی روستا بر سر زمینها کار میکردند یا غذا میپختند، بیوه غول نیز کار آنان را – اما به اشتباه – تکرار میکرد و زمین را خراب مینمود یا نظم کارها را بر هم میزد.
در روایات محلی آمده که روزی «ننه میرحسن» به اهالی روستا گفت: «بیایید دست و پایمان را روغن بزنیم؛ بعد که او تقلید کرد، الکی کبریت میزنیم تا آتش بگیرد.» اهالی این کار را کردند و بیوه غول نیز چون همیشه، رفتار آنان را تقلید نمود و در آتش سوخت و از میان رفت. از قدیم در میان مردم آن منطقه، ضربالمثلی رایج است: «چشمه قربان نداف بیوه غول داره!»
بیوه غول را میتوان با «گال» در شیروان خراسان شمالی مقایسه کرد؛ هر دو موجوداتی پشمالو هستند که رفتار انسان را تقلید میکنند. اما گال با تقلید، قربانی را میترساند و به او نزدیک میشود تا آسیب برساند، در حالی که بیوه غول تقلید را به اشتباه انجام میدهد و سبب خرابکاری میشود. همچنین «بمبره ترو» در دزفول که خود را به شکل دوست یا همکار فرد درمیآورد، با بیوه غول در فریب و تقلید شباهت دارد، اما بمبره ترو با تغییر چهره عمل میکند و بیوه غول با تکیه بر تقلید رفتار. داستان نابودی بیوه غول با آتش، یادآور «خورتان خلی» در رودقات تبریز است که از آتش بیرون آمد، اما بیوه غول با همان آتش نابود شد؛ دو روی یک عنصر اسطورهای! بیوه غول در فرهنگ مردم گلستان، نماد خطرات ناشی از تقلید کورکورانه و خرابکاریهای ناخواسته است که با تدبیر و نیرنگ، از میان برداشته میشود.
کلمات کلیدی: باورهای عامیانه، موجودات افسانه ای ایران،
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی برای این محتوا درج نشده است. با درج دیدگاه خود، اولین نفر باشید!
تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت برای یلدامدتور محفوظ است.
هر گونه استفاده از محتوای یلدامدتور بدون کسب اجازه از آن قابل پیگرد قانونی خواهد بود.
![]()