در باورهای عرب‌های قدیم، هر شاعری را جنی همراه بود که به او شعر تلقین می‌کرد. اگر این جن مذکر بود، او را «تابع» می‌نامیدند و اگر مونث بود، «تابعه» می‌گفتند. این باور در روزگار جاهلیت ریشه داشت و در دوران اسلامی نیز تداوم یافت. تا آن‌جا که شاعران بزرگ را به داشتن تابعی توانا می‌شناختند و سروده‌های ناب را مرهون الهام این جنیان می‌دانستند.

این باور در ادب فارسی نیز راه یافته است. رودکی سمرقندی؛ پدر شعر فارسی، در بیتی به این مضمون اشاره کرده است:

ورچه دو صد تابعه فریشته داری/ نیز پری باز و هرچه جنی و شیطان

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی نیز از همین سنت در اشعار خود بهره برده است. این نشان می‌دهد که باور به تابع و تابعه در ایران نیز شنیده و نقل می‌شده و بخشی از فرهنگ مشترک ادبی ایران و جهان عرب بوده است.

در میان اقوام کهن، باوری شایع بوده که ارواحی با انسان‌ها پیوند می‌خوردند و همراه آنان می‌شدند. این ارواح در اکتشافات علمی، اختراعات و خلق آثار هنری به انسان یاری می‌رساندند و بر همین پایه بود که آثار شگفت‌انگیزی در جهان پدید آمده است. تابع و تابعه نیز از همین دسته‌ی ارواح یاری‌رسان به شمار می‌روند.

تابع و تابعه را می‌توان با «مارسپند» در آیین زرتشتی مقایسه کرد که او نیز ایزد گفتار مقدس و پیام‌آور هرمزد است. اما مارسپند ایزدی است که خودِ گفتار نیک را پاس می‌دارد، در حالی که تابع و تابعه جنیانی هستند که به شاعران الهام می‌بخشند. هم‌چنین می‌توان آن‌ها را در کنار «پریان» در فرهنگ ایرانی قرار داد که موجوداتی نیک‌خواه و الهام‌بخش در هنر و ادبیات به شمار می‌روند. در نقطه‌ی مقابل، «اسپزگ دیو» قرار دارد که با دروغ و سخن‌چینی، پیوندها را می‌گسلد، اما تابع و تابعه با الهام خود، پیوند شاعر و کلام را استوار می‌سازند.

اگر دوست دارید بیش‌تر با موجودات افسانه‌ای ایران آشنا شوید حتما سری به لینک دسته‌بندی موجودات افسانه‌ای ایران هم بزنید.

img

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی برای این محتوا درج نشده است. با درج دیدگاه خود، اولین نفر باشید!