ریتون (تکوک یا جام نوشیدنی) بسیار زیبا از دوران پادشاهی دودمانِ ساسانی در ایران، ترکیبی از طلا و نقره به شکل سر گراز. چرا گراز؟ گراز، نماد نیروی مهارنشدنی و جسارت بی‌بازگشت است؛ چهره‌ای از پیروزی که می‌شکافد، پیش می‌رود، و راه را با قدرت خود باز می‌کند. نماد ارتباط با ایزد پیروزی. در اساطیر ایرانی، گراز بیش از همه با «وَرِثرَغنه» پیوند دارد؛ ایزدی که بعدها در زبان ایرانی میانه و نو به نام «بهرام» شناخته شد. ورثرغنه خدای پیروزی، نیروی رزم و غلبه بر آشوب است؛ همان انرژی خامی که وقتی نظم جهان تهدید می‌شود، از کنام خویش بیرون می‌پرد. در اوستا، ورثرغنه می‌تواند به چندین «پیکر» ظاهر شود، و یکی از این جلوه‌ها گرازِ نر است. این انتخاب اتفاقی نیست. گراز در تخیل ایرانی حیوانی است سرسخت، بی‌باک، و به‌طرز نگران‌کننده‌ای توقف‌ناپذیر. اگر تصمیم به حمله بگیرد، نه مسیر را می‌سنجد و نه عقب‌نشینی را بلد است. دقیقا همان کیفیتی که از یک ایزد پیروزی انتظار می‌رود، یعنی فشار بی‌امان، شکستن مانع و عبور از سد. وقتی نوشیدنیِ آیینی از دهان گراز فرو‌می‌ریزد، قدرت به آیین بدل می‌شود، و آیین، مشروعیت می‌آفریند. چنین آثاری فقط ظروف فلزی نیستند؛ بیانی نمادین از پیوند شکار، آیین و فرمانروایی‌اند. یادآور این حقیقت که تمدن‌ها برای تسلط بر جهان بیرون، نخست باید بر جهان معنا چیره شوند. این اثر در دهه‌ی 1970 میلادی از یک گالری در نیویورک خریداری شده و از آن زمان در یک مجموعه خصوصی در لندن نگهداری می‌شود. 

اما این ریتون چگونه ساخته شده؟ هسته‌ی کار به‌احتمال بسیار با ریخته‌گری به روش موم گمشده انجام شده است. در این روش، اول شکل کامل گراز را با موم می‌ساختند؛ با تمام چین‌های پوست، پوزه، دندان‌ها و حتی حالت نگاه. بعد روی آن را با لایه‌ای از گِل نسوز می‌پوشاندند. وقتی قالب گرم می‌شد، موم ذوب می‌شد و بیرون می‌رفت و فضای خالی‌ای به شکل دقیق همان مجسمه باقی می‌ماند. سپس فلزِ مذاب (معمولا نقره) را داخل قالب می‌ریختند. اما نکته‌ی ظریف این‌جاست که این فقط یک ریخته‌گری ساده نیست. بعد از خروج قطعه، کار تازه شروع می‌شد. جزئیات طلایی (پوزه، دندان‌ها، یال و بخش‌هایی از صورت) با تکنیک زراندود کردن یا طلاکوبی اضافه شده‌اند. در دوره‌ی ساسانی، یکی از روش‌های رایج، طلاکاری با جیوه (آمالگام) بود، یعنی طلا را با جیوه مخلوط می‌کردند، روی نقره می‌مالیدند و با حرارت، جیوه تبخیر می‌شد و لایه‌ای از طلا باقی می‌ماند. کاری خطرناک، اما بسیار دقیق! بعد نوبت به قلم‌زنی و پرداخت نهایی می‌رسید. سطح پوست با نقطه‌کوبی بافت‌دار شده، تا حس زبری گراز را بدهد، خطوط چشم و چین‌های صورت با ابزار فولادی تیز کار شده و در پایان، کل اثر صیقل خورده تا تضاد نقره‌ی سرد و طلای گرم خیره‌کننده باشد.

img

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی برای این محتوا درج نشده است. با درج دیدگاه خود، اولین نفر باشید!