این پیکره‌ی سنگی سر یک جنگجوی اشکانی است که با کلاهخودی فلزی و سنگین به تصویر کشیده شده است. خطوط چهره‌اش استواری و صلابت مردی جنگاور را بازتاب می‌دهد؛ ریش پرپشت، نگاه نافذ و گونه‌های برجسته‌اش، نشان از روحیه‌ی پهلوانی و آمادگی برای نبرد دارد. کلاهخود دارای نقوش و برجستگی‌هایی است که علاوه بر کارکرد دفاعی، جنبه‌ی نمادین و نمایشی نیز داشته و بیانگر جایگاه اجتماعی یا نظامی صاحب آن بوده است.

چنین مجسمه‌هایی یادگار شکوه و شکوه نظامی پارتیان است؛ مردمانی که در تاریخ ایران به‌عنوان نگهبانان مرزها و ایستادگان در برابر امپراتوری‌های بزرگ شهرت یافتند. اشکانیان سواره‌نظامی بی‌مانند داشتند که هم در نبردهای رو در رو و هم در تیراندازی از راه دور بر دشمنان برتری می‌یافتند. نگاه این سردیس، گویی روایتگر همان تاریخ است؛ تاریخ دلاوری‌هایی که در سنگ حک شد تا نسل‌ها بعد هم صلابت آن را احساس کنند.

این سردیس در گورستان تپه‌ی نسا در ترکمنستان امروزی که بخشی از پادشاهی ایران در دوران اشکانی بوده، یافت شده است و در چنین فضایی یادآور سخن فردوسی در شاهنامه است که فرمود: ز گرگان  بیامد به  شهر نسا / یکی رهنمون پیش پر کیمیا

در شاهنامه بخش‌های بسیاری، هم بوی دلاوری‌های مرزبانان شمال‌شرقی ایران را می‌دهد و هم پیوندی میان فرهنگ حماسی و یادگارهای هنری چون این سردیس برقرار می‌سازد؛ گویی این چهره‌ی سنگی، خود یکی از همان راهنمایان و پهلوانانی است که از گرگان تا نسا در پاسداری از ایران‌زمین گام نهاده بود.

img

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی برای این محتوا درج نشده است. با درج دیدگاه خود، اولین نفر باشید!